ایران
از دانشنامهٔ آزاد طبيعت ايران
اولين نشانه هاي حيات انساني در ايران به حدود صد هزار سال پيش باز مي گردد، زماني كه گروههاي شكارچيان جمعيت كمي در ايران تشكيل داده بودند. از حدود 12 تا 38 هزار سال پيش استفاده از سنگ هاي آتشزنه (چخماق) در اين ناحيه متداول بود.از حدود 6 هزار سال قبل از ميلاد مسيح مناطق زراعي مساحت وسيعي از ايران را در برگرفته بود. با اين وجود سكنه اين حوالي مثل اهالي رود سند يا بين النهرين متمدن نبودند.اما منطقه “ ايلام” از اين قاعده مستثني بود،اين منطقه از حدود 2700 سال پيش از ميلاد مسيح داراي يك دولت معاهده اي، با نظام حقوقي و منع قانوني جرايم بود. اين منطقه داراي سيستم كنترلي پيچيده اي بود كه تحت نظارت آن حتي قدرت هم به ارث مي رسيد. اين نظام بيش از 1500 سال بر اين سرزمين حاكم بود تا اينكه بابليان اين ناحيه را تصرف كرده و آن را فتح كردند.
نيمي از جمعيت ايران را اقوام پارسي تشكيل مي دهندو آذربايجاني ها بزرگترين گروه اقليت هاي ايران هستند. ديگر اقليت ها عبارتند از :گيلكي ، مازندران، كردي،عرب، لر، بلوچ و تركمن.
زندگي كوچ نشيني همواره نقش عمده اي در جوامع سنتي ايران بازي كرده است و بيش از ده درصد از جمعيت ايران را چادر نشينان لر، بختياري، شاهسون و قزاق تشكيل مي دهند.
بيشتر جمعيت در بخش هاي شمالغربي ايران متمركز شده اند. تهران پايتخت ايران ،بزرگترين شهر ايران نيز هست، ديگر شهرهاي بزرگ ايران عبارتند از : مشهد، تبريز، اصفهان و شيراز. در طول دهه 1970 ميلادي ميل به شهرنشيني در مردم ايران افزايش يافت ولي دهه بعد (1980) تمايل مخالف آن را به همراه داشت.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] زبان
زبان رسمي مردم ايران،فارسي است ولي زبان ها و گويش هاي محلي بسياري در بين اقوام مختلف ايران رايج است. از جمله مي توان به تركمني، آذربايجاني، كردي، لري و عربي اشاره كرد كه از متداول ترين اين گويش ها هستند. تركمني بعد از فارسي متداولترين زبان است زيرا بين اهالي آذربايجان و تركمن مشترك است.
[ویرایش] دین
دين غالب مردم ايران از دهه 1500 به بعد اسلام شيعي بوده است. البته قبل از اين تاريخ اكثر مردم مسلمانان اهل تسنن بوده اند. هنوز هم در كنار مسلمان هاي اهل تشيع،اقليت اهل تسنني هم زندگي مي كنند. ايران بيشترين جمعيت مسلمان شيعه را در خودجاي داده است. اصول شيعه، عنصر ملي گرايي را نيز به مباني دين اسلام پيوند زده است. بعد از انقلاب اسلامي ايران در سال 1979، تفاسير محافظه كارانه اي از طرف روحانيون از اسلام شده است.
اقليت هاي ديني ديگر مانند مسيحيان يا يهوديان مي توانند به دين و عقيده خود پايبند بمانند ولي در قوانين مدني ايران كه بر مبناي اسلام قانون گذاري شده از حقوق خاصي برخوردار نمي باشند.
آيين زرتشتي هم كه در قرن 17 اسلام جاي آن را در ايران گرفت به رسميت شناخته شده است و پيرواني دارد. همه دين هاي موجود در ايران در هئيت مقننه اين كشور كه مجلس نام دارد داراي نمايندگاني هستند ولي آئين بهائيت چون شاخه بدعت گذاري شده اي از اسلام شناخته شده و غير قانوني است از اين قاعده مستثني است.
[ویرایش] خانواده
فرزندان بدون توجه به سنشان تا زماني كه ازداوج نكرده اند با خانواده خود زندگي مي كنند. سن ازدواج دختران بين 16 تا 25 است ولي اين ارقام در مورد پسرها بدليل دوره سربازي يا نداشتن منبع درآمد مناسب براي تشكيل خانواده بالاتر است.
اكثر ازدواج ها توسط خانواده زوجين ترتيب داده مي شود،در گذشته همين موضوع باعث وقوع ازدواج هاي فاميلي زيادي مي شد. در بسياري ازشهرها به دنبال تحصيلات،شغل و آزادي هاي اجتماعي نگرش بهتر و اختيار بيشتري در امر انتخاب همسر بودجود آمده است.
مراسم ازدواج معمولاً جشنهايي پر ازتجملات است. هر مرد ايراني مي توند حداكثر 4 همسر داشته باشد و اين به شرطي است كه بتواند زندگي همه آنها را به طور يكسان تامين كند. البته اكثر مردها به داشتن يك زن بسنده مي كنند. طلاق در ايران زياد رايج نيست. در مواردي ، زوجين به طور موقت با هم ازدواج مي كنند (صيغه) اين ازدواج موقتي مي تواند از چند روز تا 99 سال ادامه داشته باشد. انتخاب صيغه ممكن است بدليل يك ازدواج امتحاني يا ازدواجي كه مخارج كمتري دربر دارد صورت گيرد صيغه كردن به هر يك از اين دو دليل بالا كه باشد، شيوه مرسومي در ايران نيست و اكثر زنان با آن مخالفت مي كنند. تحت چنين ازدواجي زن و بچه هايي كه از او متولد مي شوند از حقوق همسر و فرزندي معمولي برخوردار نخواهند شد ولي فرزندان مشروع تلقي خواهند شد. هر دوي زن و مرد بايد با صيغه شدن رضايت داشته باشند و در مورد زن اگر اولين ازدواجش باشد، رضايت والدين او نيز لازم است.
پدر معمولاً سرپرست خانواده هاي ايراني است و افراد كهنسال از احترام و توجه خاصي از طرف اعضاي خانواده برخوردارند و خانواده ها و اقوام و خويشان به يكديگر بسيار وابسته هستند. والدين تاآخر عمر در مورد فرزندان خود احساس مسئوليت مي كنند و گاهي نيز حتي بعد از ازدواج آنها را از نظر مالي تامين مي كنند.
[ویرایش] جنگ
در طول جنگ ايران و عراق درسال 1980 اختلاف طبقاتي در جوامع ايران كمتر شد ولي اقتصاد امروز به طبقات بالاتر فرصت استفاده از تجملات را داده است.
[ویرایش] نام خانوادگی
قبل از سلطنت رضاشاه پهلوي (1941-1925) هر شخصي دو نام داشت، يكي نام خودش و ديگري نامي كه يا نام پدر او بود و يا حرفه او.در جريان انتخاب اين اسامي بعضي از خانواده ها نادانسته اسامي مشابهي را انتخاب كردند و درصورتي كه با هم به توافق نمي رسيدند مجبور به انتخاب نام ديگري بودند كه معمولاً از محل تولدشان اقتباس مي شد. بعنوان مثال رئيس جمهور اسبق ايران آقاي علي اكبرهاشمي رفسنجاني بودند كه هاشمي نام خانوادگي ايشان و رفسنجاني نام دوم است كه بدليل تولد ايشان در رفسنجان رويشان گذاشته شده است در چنين مواري نام آخر”رفسنجاني“ مورد استفاده قرار مي گيرد.
[ویرایش] عادتهای غذایی
عادتهاي غذايي از ناحيه اي به ناحيه ديگر متفاوت است ولي عموم مسلمانان گوشت خوك نمي خورند و مشروبات الكلي نمي نوشند، زيرا مصرف مشروبات الكلي از نظر اسلام مجاز نمي باشد. برنج و نان گندم متداول ترين جيره هاي غذايي روزانه هستند آنها برنج را با گوشت و سبزيجات مصرف مي كنند. پنير، ماست، ميوه و سبزيجات تازه هم در بين ايرانيان مصرف بالايي دارد. ايراني ها به نهار اهميت زيادي مي دهند و شام را مختصرتر مي خورند البته براي پذيرايي از ميهمان ها گاهي مهماني هاي شام مفصلي ترتيب مي دهند. مسلمانان در طول ماه رمضان روزه مي گيرند يعني از طلوع آفتاب تا غروب نه مي خورند و نه مي آشامند.
[ویرایش] آداب و رسوم
دست دادن، از آداب اجتماعي مهم ايران به شمار مي رود تكان دادن مختصر سر و كمي خم شدن نشان دهنده احترام ايرانيان به شخص مقابل است. بعد از انقلاب سال 1979 خانم ها مجاز به دست دادن با آقايان در جمع نيستند. دست دادن به كودكان نشان دهنده احترام به والدين آن هاست. احوال پرسي نيز در بين ايرانيان رايج است. ايرانيان در هنگام ورود يك نفر به اتاق يا خروج او از اتاق به احترام او از جاي خود بلند مي شوند . مهمانوازي يكي از سنت هاي ايرانيان است زيرا ايرانيان عقيده دارند كه مهمان حبيب خداست و احترام به او، احترام به خداوند است. مهماناني كه به مهماني شب دعوت مي شوند معمولاً هديه و يادسته گلي براي صاحبخانه مي برند ولي صاحبخانه هديه را در مقابل مهمان باز نمي كند.
ديد و بازديد مهمترين تفريح ايرانيان به شمار مي رود. ايرانيان از فوتبال، كشتي، بسكتبال، واليبال و پيك پنگ لذت مي برند، از ديگر تفريحات آنها رفتن به سينماست.
[ویرایش] تقویم
در ايران براي برگذاري اعياد مذهبي از تقويم قمري استفاده مي شود و براي تعطيلات رسمي از تقويم شمسي . تعطيلات ملي آنها شامل روز ملي (11 فوريه)،روز ملي شدن نفت (20 مارس) و روز جمهوري اسلامي ايران (1 آوريل ) است. سال جديد ايران كه به ”نوروز“ معروف است (21 مارس) براي ايرانيان جشن رسيدن بهار است. تعطيلات عيد نورز، 13 روز طول مي كشد . به طور معمول روز عيد 7 چيز كه با حروف ”س“ شروع مي شود را روي سفره اي مي گذارند كه هر يك براي ايرانيان سمبل يك چيز است. مهمترين اعياد مذهبي ايران هم دو عيد فطر و قربان است.
[ویرایش] موسیقی
بيشترين تاثير بر روي موسيقي ايران، به دوران ساسانيان كه در سال 224 ميلاد مسيح به قدرت رسيدند و چهار صد سال حكومت كردند باز مي گردد. حدود سال 642،پادشاه ايران توسط عربها كه مشغول گسترش اسلام بودند مغلوب شد. حتي بعد از فتح اسلام نوازندگان بسيار مورد احترام بودند و تاثير بسياري در موسيقي عرب داشتند. تا اينكه در سال 1502 سلسله صفويان روي كار آمد، در اين عهد، شيعه ، دين رسمي كشور معرفي شد و استفاده از موسيقي براي تفريح ممنوع اعلام شد. قرن هاي متوالي، موسيقي به طور خصوصي آموزش داده مي شد و مرجع دولتي براي آموزش آن وجود نداشت.
در قرن بيستم مدرسه موسيقي تحت نظارت وزارت فرهنگ و هنر اقدام به آموزش موسيقي كلاسيك ايراني كرده است. در بعضي از مناطق ايران براي سرگرمي و يا در مراسم عروسي و ديگر جشن ها و اعياد مردم به رقص دسته جمعي محلي و شعر و آواز روي آورده اند.
[ویرایش] ساختار سیاسی
ايران يك حكومت جمهوري است كه خدا در آن سرپرست همه چيز است. ولي فقيه رهبر ديني مردم تلقي مي شود. قدرت اجرايي رسمي به دست رئيس جمهور و وزراي اوست. مردم براي دوره هاي 4 ساله به رئيس جمهور و مجلس راي مي دهند. شوراي نگهبان داراي هيئتي 12 نفره متشكل از 6 حقوق دان اسلامي و 6 نفر متخصص اموردين اسلام است. همه قوانين مصوبه مجلس بايد با قوانين اسلام هماهنگي داشته باشند، که اين امر به عهده ي شوراي نگهبان است. سن راي دادن در ايران 15 سالگي است و روي شناسنامه هر شخص پس از راي دهي مهري مي خورد كه نشاندهنده اين است كه او در انتخابات شركت كرده است.
[ویرایش] آموزش
رفتن به دبستان براي همه كودكان اجباري است و از 6 تا 11 سالگي طول خواهد كشيد. تحصيلات متوسطه به 3 بخش تقسيم شده است. 3 سال راهنمايي ،3 سال بعد دبيرستان كه دانش آموزان را براي يك حرفه آموزش مي دهد و يك سال بعد هم براي دانش آموزاني كه مايلند به دانشگاه راه يابند، اين مرحله ” پيش دانشگاهي“ نام دارد. آمار سال 1995 تعداد باسوادان را 7/68 اعلام كرد مردان در اين رقم سهم بيشتري دارند. به علت كمبود مراكز آموزشي و مدرس، دبستانهاي ايران بعضي از اوقات به صورت دو شيفته كار مي كنند . تعدادي از دانش آموزان صبح و تعدادي بعد از ظهر سر كلاس درس حاضر مي شوند. در ايران مدارس دخترانه و پسرانه از هم جداست

