لنگرود

از دانشنامهٔ آزاد طبيعت ايران

پرش به: ناوبری, جستجو

شهرستان لنگرود در استان گيلان و مابين دو شهرستان لاهيجان و رودسر قرار دارد در كتب جغرافيايي قديم مانند مسالك الممالك و معجم البلدان و حدود العالم و غيره اشاره‌اي دربارة اين شهر نشده و فقط كم و بيش در خصوص قصبه ملاط كه در حدود چهار كيلومتر لنگرود واقع است سخن به ميان آمده است. مؤلف تاريخ طبرستان(1) مي‌نويسد:

«چون گرگين مقام آنجا ساخت خربندگان او به چراخور به استرآباد مي‌آمدند و از دينار جاري تا به ملاط كه حد طبرستان است به طول و عرض كوهها كشيده از ري و قمس تا ساحل دريا جمله معمور و ديها به يكديگر متصل بود».

قصبة لنگرود در دورة سلجوقيان و خوارزمشاهيان جزئي از لاهيجان مركز ولايت بيه پيش(بي‌پيش) بوده و بوسيلة سلاطين محلي يعني سادات كيا(2) اداره مي‌شده است.

در كتاب تاريخ عالم آراي عباسي(3) در مورد جنگ فرهاد خان سردار سپاه شاه عباس اول با خان احمد گيلاني حكمران شجاع و ادب پرور گيلان نامي از لنگرود مي‌برد..

«خان احمد بعد از رفتن لشگريان از نقود و جواهر و اسباب خزاين و طلاآلات و نقره‌‌آلات آنچه دست مكنتش به آن مي‌رسيد فراهم آورده به جانب لنگرود و رودسر فرستاد كه در كشتي نهاده و آماده فرار باشد. و مخدرات حرم را مصحوب كيا فريدون كه از امراي معتبر گيلان و درگاره سالار حرم بود از لاهيجان بيرون فرستاد و خود منتظر بود كه از پردة غيب چه صورت روي نمايد».

شاه عباس كه مادرش از سادات مرعشي مازندران بود با اين دو ايالت يعني گيلان و مازندران علاقة وافري داشت و در هر فرصتي كه دست مي‌داد به اين نواحي مسافرت مي‌نمود و گاهي هم براي شكار رنج سفر را تحمل مي‌كرد و به گيلان مي‌آمد. «چند روزي هواي سيل دريا كنار و نشاط شكار خوك در خاطر همايون جاي گرفته در جنگل گيلان محلي است كه خوك بسيار مي‌باشد و هميشه حكام گيلان در فصل بهار به شكار آن خوكسار رفته خوك بسيار صيد مي‌نمايند و به شكار زنگول اشتهار دارد و في الواقع تماشاي غريبي است راغم حروف در صيدگاه در ملازمت اشرف بود و ملاحظه نمود كه حضرت اعلي ده پانزده خوك بزرگ قوي هيكل كه هريك برمثال گاوي بودند به نوك ناوك دل دوز شكار فرمودند»(4).

در دورة تسلط افاغنه، گيلان بوسيلة قواي روسيه اشغال شد ولي بعدها نادر با يك اخطار رسمي آنها را از اين ناحيه راند(5).

در زمان سلطنت نادر شاه افشار لنگه رود مورد توجه قرار گرفت و مركز نيروي دريايي شمال گرديد در كتاب جهانگشاي نادري(6) كمترين اشاره‌اي به اين موضوع نشده است. سرپرسي سايكس(7) مؤلف تاريخ ايران كه يادداشتهاي جان التون(8) و هانوي(9) را كه معاصر شهريار بزرگ افشار بوده‌اند مطالعه كرده در اين باره مي‌نويسد: «نادرشاه اولين پادشاه ايران است كه ارزش نيروي دريايي را درك نمود و از اين حيث شايسته احترام است. درياسالار سواره(دريا بيگي) با آنكه وقتي كه به اين شغل تعيين شد هيچ كشتي نديده بود مع هذا از سياست و روية دريايي نادر شديداً پشتيباني مي‌كرد در ژانويه سال 1743 التون به رياست كل كشتي سازي تعيين و به لقب جمال بيك ملقب گرديد. هانوي در اين مورد مي‌گويد: (محرك نادر در قسمت تأسيس نيروي دريايي عشق و علاقه او در بدست گرفتن تجارت و سلطة درياييخزر بوده است).


التون يك داهيه‌اي بود او مركز ستاد خود را در لنگرود بندر لاهيجان كه داراي آب و هواي طاعوني بود تأسيس نمود و براي از بين بردن تمام مشكلات جداً مشغول به كار شد الوارها را از جنگل بريده و به ساحل رسانيد پارچه‌هاي بادبان را از پنبه بافته طناب‌ها را از ليف كتان درست كرد و چون در آن نواحي لنگري پيدا نمي‌شد به تجسس و جستجوي آن پرداخت اهالي محل كه بدون دريافت مزد كار مي‌كردند نسبت به اين بيگاري و كار اجباري بدون اجرت سخت دشمن بودند اما التون كه فقط يك نجار انگليسي چند روسي و چند هندي در اختيار داشت يك كشتي كه بيست و سه پارو داشت به آن انداخت(10). حكومت روسيه فعاليت‌هاي دريايي ايران و نادر شاه را با نظر خصمانه مي‌نگريست اما التون پس از قتل ارباب خود در آنجا باقي ماند تا اينكه در شورش سال 1751 كشته شد و پس از مرگ او تمامي نقشة ايجاد نيروي دريايي از بين رفت». در دورة قاجاريه ب اين نواحي چندان توجهي نمي‌شد حتي در اواخر همين دوره به علت نابساماني اوضاع داخلي لنگرود و نواحي اطراف آن صحنة پيكار و كشمش‌هاي گردنكشاني بود كه هريك سوداي خاني در مخيله خود مي‌پروراندند.

ترقيات اين شهر با روي كار آمدن رضا شاه كبير آغاز مي‌گردد البته به علت شروع جنگ جهاني دوم مجال انجام شهر سازي با اسلوب جديد در لنگرود حاصل نگرديد ولي در سالهاي اخير بيش از پيش اين شهر با حومة آن به ترقيات و پيشرفتهاي سريعي نايل آمده‌اند.

محصولات اين شهرستان عبارتند از چاي و برنج و كنف و ابريشم و سيفيجات خربزه‌آن به علت شيريني و خوبي جنس در سراسر شمال ايران مشهور است. روستاييان در دهات و قصبات اطراف با وسايل نقليه مختلف من جمله قايق محصولات خود را به لنگرود مي‌آورند. اين قايقهاي كوچك كه اغلب آنها ارتفاعشان تا سطح آب از 40 سانتيمتر تجاوز نمي‌كند به زبان محلي نو(11)(Now) خوانده مي‌شود. روستاييان پس از فروش فرآورده‌هاي خود با خريد قند و شكر و قماش و ساير مايحتاج ضروري به روستاها باز مي‌گردند معمولاً روزهاي دوشنبه و چهارشنبه هنگام تشكيل بازار عمومي است كه در دهات گيلان به آن گوراب Gourab مي‌گويند.

بقعه آقا سيد حسين در لنگرود آنچه در اين شهر و ساير شهرهاي گيلان جلب توجه مي‌كند پوشش اغلب خانه‌ها بوسيله سفال(12) است كه آنها را از ساير شهرهاي ايران متمايز مي‌سازد ولي اندك اندك پوشش فلزي(شيرواني) جاي سفال را خواهد گرفت…..

بناهاي تاريخي لنگرود در لنگرود و اطراف آن بناهاي تاريخي متعددي وجود داشته است كه اكنون اثري از آنها برجاي نيست آب و هواي مرطوب اين ناحيه استفاده از مصالح ساختماني كم دوام ايجاد حريق‌هاي مكرر و عدم توجه مردم سبب نابودي آنها گشته است. در برخي از موارد مسئولان امور شهر نيز خود عامل اصلي ويراني و نابودي اين آثار بوده‌اند(13). از آنچه بر جاي مانده است پاره‌اي را برگزيده‌ايم و مشخصات آنها را به اختصار بيان مي‌كنيم:

1-پل شاه عباسي لنگرود: در مورد اينكه واقعاً اين پل به دستور شاه عباس اول ساخته شده است جاي ترديد وجود دارد زيرا در كتب تاريخ نويسان و وقايع نگاران آن عهد من جمله عالم آراي عباسي و كتب دوره‌هاي بعد اشاره‌اي به اين موضوع نشده است ولي سبك بنا و مواد و مصالحي كه در آن بكار رفته و مسافرتهاي شاه بزرگ صفوي به اين ناحيه جهت تفريح و تفرج و يا سركوبي مخالفان خود(14) و عقيده مردم محل، امكان ايجاد آن بوسيله وي مي‌رود.

مردم لنگرود كه اغلب به پل(كرپي por py) مي‌گويند آن را خشت پل مي‌خوانند(15).

مصالح ساختماني آن تنها خشت پخته آجر و ساروج است و هيچ گونه تزئيناتي ندارد. پل داراي دو دهانه(چشمه) بزرگ است در پاية اصلي آنكه در آب است دو دهانه كوچك ديگري هم مانند طاقنماهايي برروي يكديگر تعبيه كرده‌اند كه در صورت بالا آمدن سطح آب رودخانه و عبور آن از آنها به بدنه و ديوارة پل لطمه‌اي نزند. چهار طاقچة كوچك هم در دو سمت پل و در دو سوي طاقنماي فوقاني وجود دارد.

ارتفاع خشت پل بيش از 5/12 متر و عرض و طول آن 4 و 5/16 متر است در مورد علت مرتفع بودن اين پل بايد گفت كه اولاً به سبب عبور كشتي‌هاي بادباني قديم(16) از زير آن بوده و در ثاني هنگام طغيان رودخانه سطح آب بسيار بالا مي‌آيد و زيادي ارتفاع پل مسلماً مانع از خرابي و نابودي آن شده است.

آنچه كه مسلم است اينست كه اين معروفترين بناي سبك مغولي داراي اختصاصات بناهاي مغولي نيست و بهتر است كه آنرا بعنوان معرف سبك ايراني هند بخوانيم6 كه از عاليترين سرچشمه ذوق و هنر عصر مغولان هند يعني دوران صفوي مايه گرفته است7 . تمام باستان شناسان و محققان مختلف كه درباره تاج محل تحقيق كرده اند معمار اصلي بنا را ايراني دانسته اند،دانشمندان معاصر هند معتقدند كه مدل ساختمان تاج محل،مقبره همايون در دهلي و مقبره سكندر لودي است كه آنهم در دهلي واقع شده است. سادات لودي اصلاً افغاني بودند و از 1414 تا1444در دهلي سلطنت كردند،مقبره سكندر عبارتست از يك بناي چهارگوش كه هر طرفش را سه طاق تشكيل داده است و از لحاظ معماري و تزئين داراي ارزش مهمي نيست بديهي است لودي‌ها براي ساختن بناهاي مختلف خود در هند از معماران و سبك‌هاي (خراساني) استفاده مي‌كرده اند،بناي ديگر كه مدل اصلي بناي تاج مي‌باشد مقبره همايون واقع در محله نظام الدين در شهر دهلي نو است،همايون مدتي به اتفاق عيال خود حميده بانوبيگم معروف به حاجي بگوم در دربار شاه طهماسب بسر برد و پس از بدست آوردن سلطنت به شدت تحت تأثير هنر و معماري ايراني قرار گرفت.

درباره نام طراح اصلي و معمار بناي تاج اقوال مختلف است و نامهاي: استاد عيسي ايراني12 ،استاد عيسي به روايتي اهل شيراز و بروايتي اهل اسلامبول13 ،استاد احمد معمار لاهوري و برادرش حميد لاهوري14 و بالاخره يك نفر ونيزي بنام جرينمو و رُئنو15 بچشم مي‌خورد. اما به شهادت مدارك موجود در هند نه تنها معمار اصلي بلكه هر سه شخصيت طراز اول ساختمان تاج ايراني بوده اند16 .شاه جهان براي ساختن بناي تاج كه مي‌خواست در سراسر جهان بي نظير باشد معماران و هنرمندان را از سراسر جهان اسلام به هند دعوت كرد و ايشان را با حقوق‌هاي خوب به كار گماشت حتي معروف است كه براي سكونت اين استادان و كارگران شهري به گنجايش بيست هزار نفر در جوار تاج محل بنام ممتاز آباد ساخته شد كه بعدها بنام تاج گنج معروف شد. شايد علت اينكه نام هنرمند ونيزي به عنوان طراح اصلي ذكر شده اين باشد كه در ميان هنرمندان مختلف چند هنرمند ونيزي نيز وجود داشته اند17 .

ساختمان بناي تاج تا سال 1063 كه سال بيست و ششم سلطنت شاه جهان بود طول كشيد. اين بنا در باغ وسيعي به مساحت 42 آكر (هر آكر 4840 يارد مربع و هريارد برابر 91 متر است) احداث شده و در يك طرفش رودخانه جمنا،شعبه اصلي گنگ جريان دارد.