يزد

از دانشنامهٔ آزاد طبيعت ايران

پرش به: ناوبری, جستجو

فهرست مندرجات

[ویرایش] پیشینه تاریخی یزد

شهر یزد با وسعت حدود 5/99 کیلو متر مربع درمرکز استان یزد در مسیر راه اصفهان وکرمان قرار دارد ودارای مختصات جغرافیایی 31 درجه و54 دقیقه عرض شمالی و 54 درجه و23 دقیقه طول شرقی قرار دارد .

در افسانه های تاریخی بنای اولیه شهر یزد را به ضحاک نسبت داده اند . معین الدین نطنزی ( مورخ قرن 9 هجری ) می گوید:

« خطه ی یزد را ضحاک ساخت وآنرا زندان ضحاک خوانند » اگر اینها افسانه ای بیش نباشد اما دست افزارهای سنگی یافته شده در دره های شیرکوه ، نگاره های کوه ارنان وقطعات سفال نقشدارِیافته شده درنارین قلعه میبد ، همه حکایت از قدمت ودیرینگی این شهرمی باشد. همچنین قدمت آتش معروف بنای زرتشتیان « آتشکده یزد » که به دوهزار و پانصد سال می رسد ، صحت مطالب فوق را تاکید می نماید .

با برپایی شهر یزد مدنیت آن در چهار کانون عمده « مهریز و فهرج ، یزد ، رستاق ، میبد » پاگرفته است که در دوران باستان جزء ممالک مادها بوده است . پژوهشگران این منطقه را که در مسیر شاهراه های باستانی « ری- کرمان » و « پارس - خراسان » قرار داشت را جزء سرزمین های دوردست مادها شمرده اند . با توسعه شهر حصارهایی در اطراف شهر کشیده شد که ابو جعفر کاکویه درایجاد این حصار ها و آبادانی آن همت گماشت . بعضی از قسمت های این دیوار هنوز به عنوان مدرک درشمال شهر وجود دارد . در این دوره توسعه اصلی شهر عمدتاً به طرف جنوب شرق بود و مرکز شهر به طرف مکان جدیدی در اطراف مسجدجامع منتقل شده ورشد ساختمان سازی نشان می دهد که شاید اولین رشد اصلی شهر درطول این دوران بوده است . در دوران مغول شهر یزد دستخوش تغییرات چندانی نشد اما در دوران آل مظفر ورشد ساخت وساز و شهرسازی به طرف جنوب و جنوب غربی کشیده شد وهفت دروازه بردیوارهای جدید شهر اضافه گردید . دردوران تیموری نیز مجموعه امیرچخماق در اطراف میدان بزرگی درمحدوده شرقی ساخته شد و مرکز شهر کم کم از محل مسجد ونواحی اطراف آن به این مجموعه انتقال یافت . اما در دوران صفویه شهر یزد در مقایسه با شهر های اصفهان ، شیراز ، کرمان ، تبریز و ... توسعه چندانی نداشت تا اینکه در دوران های بعد همچنان شهر به سمت جنوبی گسترش می یافت . با وجود خیابان کشی هایی که در زمان پهلوی برروی بافت قدیمی شهر کشیده شد اهمیت ومرکزیت آن با استقرار کاربری های جدید درحاشیه این خیابان کشی ها باقی ماند و شهر نشینی با وجود تنش های درونی ناشی از همنشینی با این تغییرات به حیات خود ادامه داده و می دهد.

گفتنی است قدیمی ترین سفرنامه هایی که در مورد یزد مطالبی عنوان کرده است یکی سفر نامه مارکوپولو می باشد که می گوید : « یزد درایران اصلی قرار دارد وشهری است خوب و اصیل وتجارب بسیار خوبی دارد « ودیگر پورده نونه » است که بیان می دارد : « یزد ، سومین شهر خوب ایران است که شاه ایران درتمام کشورش دارد » .

شهر يزد ((ایساتیس)) نامیده می شده است ، هَرفُته (فَرافَر) وسریزد کنونی ، بازماندۀ آن هستند ، که در30 کیلومتری خاور شهریزد قرار دارند.

دردوران ساسانیان ، استخر بزرگترین کورۀ فارس بود وناحیه یزد ، بزرگترین ناحیه استخر به شمار می رفت و شهرهای مهم آن ، عبارت اند از : کِثَه میبد نایین وفهرج بود . در آغاز یزد ، نام ناحیه ای از استخر بود وشهر کنونی یزد ((کِثَه)) نام داشت ، امّا پس از آن که شهر ، یزد نامیده شد ، ناحیه بالا را ((کِثَه)) خواندند.

نامگذاری یزد وابسته به واژۀ ((یزش)) به معنای ستایش ونیایش درزبان پارسی میانه است وهمچنین گرفته شده از واژۀ یزدان یا یزتان نیز می باشد ، که معنی واژگانی آن پاک ، مقدس ، فرخنده ودرخور آفرین است وبه معنی ذات خدا هم آمده است . یزد ، یعنی آفرینندۀ خوبی ها ، پاکی ها وشهر خداست .


[ویرایش] دوران اسلامی

يزد به دليل جايگاه ويژه خود و قرار گرفتن در کنار شاهراه اصلی شرقی غربی ايران باستان، در نخستين سده اسلامی و درزمان خلافت عثمان،بدست مسلمين افتاد و ازنيمه دوم قرن اول هجری دوقبيله از اعراب فاتح (بنی تميم و بنی عامر) در محلی که اکنون کوی عربها ناميده می شود،اسکان يافتند. تا پايان دوره امويان، يزد به دست اعراب اداره می شد.

يزد در تاريخ پر فراز و نشيب خود، روزهای تلخ و شيرين بسيار داشته و در گذر زمان و تحت تأثير عوامل و حوادث گوناگون، دچار آباديها و ويرانيها گرديده است. تاريخ نگاران از زمان صفاريان، سامانيان و غزنويان اطلاعات چندانی را در اختيار ما قرار نداده اند. اما قرن دوم تا چهارم هجری را (همزمان با احياء دولتهای ايرانی) دوران آسايش و امنيت نسبی و رشد و اعتلای نيروهای توليدی منطقه يزد و احداص و حفر قنات و نهر آبياری وتوسعه اراضی کشاورزی و باغها می دانند. شايد بدليل وجود همين امنيت است که در قرن چهارم هجری و درزمان استيلای آل بويه بر قسمتهای غرب و جنوب ايران و عراق، جمعی از علويان به يزد آمدند و در محلی که به کوی حسينيان معروف شد، سکونت گزيدند. سر شناس ترين ايشان امامزاده سيد جعفر است که در سال 424 هجری قمری وفات يافت و هم اکنون مزارش يکی از زيارتگاههای دوران طلايی و شکوفايی يزد در زمان آل کاکويه و اتابکان بود. حکام آل کاکويه در يزد منشأ اثر و باعث خير و برکت شدند و درتوسعه شهر و رفاه عامه سعی فراوان داشتند. مساجد و مدارسی چند و قناتهايی جهت آبياری دهان و محلات شهر ايجاد کردند.

ساخت بقعه دوازده امام که قديمی ترين بنای کتيبه دار استان يزد است و آنرا مقبره علاء الدين کالنجار می دانند ، احداث يک حصار جديد چهار امير سردار علاءالدوله به خط کوفی آن نقش شده بود، ايجاد ده گرد فرامرز در حوالی ابرند آباد و نيز محله يعقوبی که تا امروز به همين نام نشان باقی است، از کارهای شاخص اين دوره است. تابکان در سالهای 536 تا718 هجری با وجود نابسامانی و هجوم طوايف بيگانه به کرمان، اصفهان، فارس، به آرامی حکومت کردند. در اين دوره يزد در مسير جنوبی جاده ابريشم قرار داشت و منسوجات مختلفی که مواد اوليه آنها از نقاطی مانند: استر آباد، گيلان و مرو می آمد توليد می شد. دوری از سر حدات ، استقرار حکومت آل بويه در اصفهان و فارس ، رونق مبادلات بازرگانی و قرار گرفتن بر سر راههای تجاری و کاروان رو نواحی مرکزی و جنوبی ايران، موجبات رشد و تکامل شهر نشينی منطقه را در اين دوره فراهم آورد . اتابکان با علاقه مندی زينت بيشتری به يزد داده اند و مدرسه و مساجد زيادی در آن بنا کردند. در زمان حمله مغول که با آن عصر سياهی و شديد يرانيها آغاز شد، نواحی يزد نيز تحت تأثيرات منفی آن قرار گرفت.

آل مظفريکی از قدرتمندترين خاندانهی ناحيه يزد بودند. در زمان آنها محله هيی جديد در داخل شهر يزد احداث و هفت دروازه نيز گرد شهر ساخته شد تعمير قلعه ميبد، احداث يک بارو و حفر يک خندق نيز بری آن از اقدامات آنان بود.

آل مظفر آثار زيآدی ازخود بر جی گذاشتند که مهمترين آنها مسجد جامع فعلی يزد، خانقاه سيد رکن الدين ،ميدان وقت الساعت، رسد خانه ، منار مسجد مهر پائين و منار مسجد جامع ندوشن است. اکثر هنرمندان و دانشمندان بری در امان ماندن از حملات مغول ين شهر را مرکز فعاليتهی هنری و علمی دوران تيموری دوره اختلال و پريشانی در جنوب يران بود. بطوريکه اصفهان و شيراز صدمه زيادی ديده اند ويزد نيز از ين نابسمانی رنج فراوان برد اما در روزگار شاهرخ تيموری خرابيها ترميم شد حدود هزار واحد مسکونی، تجاری ، مدرسه ، حمام وکاروانسرا تعميير شدند. تيموريان دورشهر بارو و خندق و دروازه هی جديد يجاد کرده اند.امير جلال الدين چخماق در کنار دروازه مهريجرد مجموعه ی مسجد، خانقاه، کاروانسرا، حمام و آب انبار و بازار بنا کرد که قسمتی از آن هنوز در ميدان مرکزی شهر پابرجااست. مسجد مير چخماق بنام مسجد جمعه يزد که در مقابل مسجد جامع آل کاکويه و آل مظفر در کنار ، ميدان امير چخماق قرار دارد يکی از مظاهر شکوهمند معماری و از ديدنی هی ارزشمند يزد است. در زمان صفويه يزد بعنوان يک مرکز تجاری و توليدی داری اهميتی خاص شد و در مبادلات بازرگانی رشد کرد در ين دوره راه پيتخت ( قزوين) از طريق سمنان و جندق به اردکان و يزد می پيوست و کالاهی مناطق شمالی و جنوبی کشور از ين طريق مبادله می شد. همچنين راه شاهی اصفهان به يزد و کرمان بعد از پيتخت شدن اصفهان ساخته شد و رباطهيی زيبا و بزرگ چون رباط ميان راه عقدا تعمير شد و رباط زيبی قلعه خرگوش در کنار بيابان گاوخونی ساخته شد. از مهمترين آثار تاريخی دوران صفويه می توان به مدرسه شفيعيه و رباط خوش طرح و زيبی زين الدين اشاره کرد.

در جريان هجوم افاغنه صنعت و تجارت يزد لطمات فراوان ديد. باروی کار آمدن نادرشاه افشار و بيرون راندن افغانها از يران محمد تقی خان به حکومت يزد منصوب شد. وی و فرزندانش در يزد مجموعه ی از بازارها، کاروانسراها و عمارتها را بنا کردند که مهمترين آنها باغ دولت آباد و بادگير بلند و زيبی آن و عمارت جنت آباد است. ميدان و بازار خان نيز از ديگر کارها و آثار ين خانواده در حدود1800 کارگاه و 60000 کارگر ابريشم باف در يزد وجود داشت. انتقال آرام حکومت از زنديه به قاجاريه باعث شد ين خطه از آسيبهی جنگهی داخلی در امان بماند.در ين زمان شهر يزد به شهر امانت داران معروف شده بود : زيرا اموال بازرگانان بشدت محافظت می شد. از ين دوره خانه هی زيبيی چون خانه محمودی ، خانه رسوليان و خانه مودت باقی مانده است نيز آتشکده ، دخمه و معبد چک چک زرتشتيان مربوط به ين دوره می باشد.

در دوره پهلوی اول ودوم تغييراتی در کالبد فضيی شهر يزد روی داد. از آن جمله خيابانها، بلوارها و ميدانهيی در همان دوره دريزد ساخته شد که به هيچ وجه با بافت قديم و تحولات کالبدی گذشته ين شهر هماهنگ نشده بود و لذا ساخت فضيی و معماری شهر را بطور روشنی مخدوش نمود.

[ویرایش] جاذبه‌هاي استان

[ویرایش] جاذبه‌های تاریخی و معماری استان یزد

استان يزد از سرزمين‌هاي كهن و تاريخي ايران‌زمين است كه مجموعه‌ي با ارزشي از جاذبه هاي معماري و تاريخي آن را به نمايشگاه خشتي تبديل كرده است. در ميان نقاط كويري كشور شايد كم تر منطقه‌اي را بتوان پيدا كرد كه به لحاظ جاذبه‌هاي توريستي هم پاي يزد باشد. اين ديار كهن كه در گذشته‌اي نه چندان دور آن را دارالعباد مسلمين مي‌خواندند، اينك با انبوهي از جاذبه‌هاي فرهنگي، زيارتي باستاني، تاريخي و طبيعي چشم انتظار گردشگران نشسته است. در بعضي از منابع، بناي اوليه برخي از شهرهاي اين استان چون «ميبد» را به سليمان پيغمبر، «يزد» را به ضحاك و اسكندر مقدوني و «ابركوه» را به ابراهيم پيامبر نسبت داده اند. اين نسبت ها بيان گر قدمت و ديرينگي پيشينه‌ي تاريخي و فرهنگي سرزمين و مردم اين ديار است. مجموعه‌ي آثار باستاني پراكنده موجود در اين استان نيز، به سهم خود مبين اين پيشينه‌ي تاريخي است. آثاري چون دست‌افزارهاي سنگي به دست آمده در دره‌هاي شيركوه، نگاره‌هاي روي تخته سنگ كوه ارنان، تكه سفال‌هاي منقوش نارين قلعه ميبد ـ متعلق به دوره ايلامي، غارهاي استان و آثار معماري و شهرسازي باستاني و ... نشان مي‌دهد‎. مدنيت يزد، در چهار كانون باستاني «مهريز» و «فهرج»، «يزد»، «رستاق» ، «ميبد» و «اردكان» متمركز بود. اين منطقه در نيمه هزاره نخست پيش از ميلاد، در سرنوشت سياسي اتحاديه‌هاي قبايل ماد سهم به سزايي داشت. در آن موقع، يزد در يك چهارراه منطقه‌اي قرار داشت و نقش مرزباني ايالت‌ها و نگهباني راه‌هاي بسياري را كه به چهار سوي ايران مي‌رفت، ايفا مي‌كرد. بي‌گمان منطقه يزد در دوران هخامنشي داراي راه‌هاي بزرگ و نيز تأسيسات راهداري و مراكز پستي و چاپاري بود. زيرا، علاوه بر راه‌هاي شناخته شده باستاني، راه‌هاي ديگري را از روي مدارك پيشين باز يافته‌اند كه در آن روزگار، به مراكز اقتصادي و فرهنگي ايران باستان مي‌پيوست. منطقه يزد در دوره ساساني به ويژه در روزگار «قباد انوشيروان» و «يزدگرد اول» از جايگاه اجتماعي و اقتصادي ويژه‌اي برخوردار و به عمران و آبادي آن توجه بسيار شده بود.

علاوه بر اين، وجود پاره‌اي از يادمان‌هاي كهن ديني در اين منطقه، نشان مي‌دهد كه پيش از فراگير شدن آيين «نوزرتشتي» ساساني در اين منطقه، اديان باستاني ايراني ديگري در اين سرزمين رواج داشته است. از اين ميان مي‌توان به آيين هااي «مهرپرستي» و «نيايش آناهيتا» اشاره كرد. هم چنين برخي ديگر از نمادهاي باستاني، به ويژه چند نيايشگاه كهن «الهه آناهيتا» مانند «پارس بانو»، «پير سبز»، «پيرناركي» و ...كه از ديرباز در اين مناطق پايدار بوده، نشان گر اين مطلب است. از ديگر نشانه هاي گويا و مبين تاريخ ديرين يزد، «سرو پنج هزار ساله» ابركوه، كشف آثار تمدن‌هاي ماقبل تاريخ در«غربالبيز» مهريز و كشف سكه‌هايي مربوط به زمان «پوراندخت ساساني» است كه در ميبد ضرب شده‌اند.

يزد اولين شهر خشت‌خام و دومين شهر تاريخي جهان است. مراكز ديدني اين شهرستان را مجموعه امير چخماق، مسجد جامع كبير، زندان اسكندر، مجموعه حمام و بازارخان، خانه لاري‌ها، بقعه دوازده امام، باغ دولت‌آباد، موزه آيينه و روشنايي، مجموعه تاريخي هشت، مسجد چهل محراب، مسجد يعقوبي، دخمه زرتشتيان، آب انبار شش بادگير، آتشكده زرتشتيان، مسجد ملا اسماعيل، خانقاه نعمت‌اللهي، خانه محمودي، بقعه سيد شمس‌الدين، مسجد ريگ، گنبد مصلي عتيق و بقعه شيخ احمد فهادان تشكيل مي دهند. مراكز ديدني شهرستان میبد را نارين قلعه، مسجد جامع ميبد، مسجد جامع فيروزآباد، مسجد جامع بفروييه، مسجد جامع زيرگ بيده (معماري بوكني)* قلعه‌ةاي پراكنده، مجموعه كارواني رباط، زيارتگاه‌هاي امامزاده خديجه خاتون. ميرصدرالدين قنبر، پير چراغ، پير بفرو و ... موزه زيلو، آسياب‌ها، حسينيه‌هاي قديمي، آب‌انبارها، برج‌ها، مراكز مذهبي زرتشتيان، خانقاه، باروي شهر قديم شامل برج‌ها، حصارها، خندق‌ها و دروازه‌هاي شهر از دوره ساساني به بعد تشكيل مي دهند.

مراكز ديدني مهریز را نيز مسجدجامع مهرپادين، مسجدجامع بغدادآباد، مسجدجامع خورميز، قلعه تاريخي خورميز، پير ناركي، كاروان سراي زين‌الدين، مسجدجامع خوانزا (هنزا)، چشمه غربالبيز،كاروان سرا و چاپارخانه سريزد، قلعه باغ دهك، سرو تاريخي منگ‌آبقاد، باغ پهلوان‌پور، ‌موزه مردم‌شناسي و ... تشكيل مي دهند.

مراكز ديدني شهرستان طبس را نيز باغ معروف گلشن، مدرسه دو مناره گلشن، بقعه امام‌زاده حسين‌بن موسي(ع)، حسينيه عمادالملكي، مزار پير حاجات تشكيل داده اند. مراكز ديدني صدوق شامل: مجموعه حجت‌آباد وزير شامل حمام، آب‌آبنار و بازار، مجموعه سلطانيه در بندرآباد، مسجد ريگ، مسجد اميرالمؤمنين زارچ، مجموعه آثار تاريخي ندوشن و ... مي شوند.

مراكز ديدني خاتم را قلعه مروست، ‌بقعه شيخ‌بهاءالدين، مسجدشاه‌حسين، قلعه محمد كريمخان هرات، آب‌انبار سرده، آب‌انبار برسه، سنگ‌قبر صفي قلي بيك، حسينيه شاه‌ولي، سنگ قبر خانش بيگم، خانقاه يا بقعه شاه خليل ثاني، مسجد شاه ولي، حسينيه غياث‌آباد، مسجد و حسينيه محله گرمسير، قلعه گرمسير، مسجد شاه يحي، مسجد جامع بيدا خويد،‌مسجد شيخ علي بنيمان، مسجد توران پشت، بقعه سيدگل سرخ توران پشت، بقعه پير مراد توران پشت، بقعه چهل دختران توران پشت، بقعه شيخ جنيد توران پشت، مزار توران پشت، قلعه شواز، مسجد اسلاميه (فراشاه) تشكيل مي دهند.

مراكز ديدني بافق را امام زاده عبدالله بن موسي‌بن‌جعفر(ع)، مسجدجامع(قرن 12 هـ.ق)،مسجدسراستخر، مسجد چهارده معصوم(ع)، مسجدفاطميه بافق و مسجدفاطميه آهن‌شهر، ‌حسينيه امام زاده و مسجدحاجي سيدحسن تشكيل مي دهند.

مراكز ديدني اردکان را مسجدجامع اردكان، مسجدزيرده، تكيه بازار نو،امام زاده مير سيدمحمد(ع)،امام زاده سيد نورالدين(ع)،موزه مردم‌شناسي، چهارسوق، آب‌انبار دو راه، آب‌انبار قلعه،‌تكيه بازار نو، سنگ‌قبر ملاعارف و مراكز مذهبي زرتشتيان عبارت از: پيرشاه اشتادا يزد، پيرشاه تشترا يزد، پيرشاه مهرايزد، پيرشاه‌مراد، پيرشاه فريدون، پيرهريشت، پير سبز چك‌چك و زيارتگاه پارس بانو تشكيل مي دهند.

مراكز ديدني ابرکوه را گنبدعالي، مزار پير حمزه سبزپوش، مقبره حسن‌بن كيخسرو، گنبد سيدون و گنبدگل سرخي، قطبيه، مسجد حاجي كامل،‌امام زاده احمد بن جعفر(ع)، مناره‌هاي مسجد نظاميه، مسجدجامع ابرقو، مسجد بيرون يا مسجد امام رضا(ع)، پريشك يا پير صدق، پير حسين، مقبره اشرف‌الدوله حسن بن شمس‌الدين مهر، امامزاده عباس بن‌علي بن‌الحسن بن‌علي ابي‌طالب(ع)، يخچال دوره قاجاري، تل‌هاي خاكستري، بي‌بي سارا خاتون، بناهاي كوه صفه، بادگيرها، محله‌هاي قديمي چون: در قلعه، بنادان، جرمدين، صفاييه، جهانستان، دروازه ميران. گل‌كاران، نظاميه، طاووس، بازار، پشت آسياب و محله خواجه تشكيل مي دهند.

مجموع جاذبه هاي تاريخي و معماري استان يزد كه در شهرستان هاي مختلف پراكنده شده اند حكايت از غناي جاذبه هاي تاريخي و معماري اين سرزمين كهن و باستاني ايران دارد.


[ویرایش] جاذبه های طبیعی استان یزد

بيابان‌هاي ايران در استان يزد يكي از زيباترين منظره‌هاي اكوتوريستي دنيا به شمار مي آيند. تپه‌هاي ماسه‌اي يكي از فرآيند‌هاي مناطق بياباني است كه در اطراف شهر يزد با مساحتي در حدود ‌‌٣٠ هزار هكتار گسترش يافته است. سن تپه‌هاي ماسه‌اي اطراف شهر يزد كم تر از ‌‌٢ هزار سال برآورده شده كه ريشه در تاريخ فعاليت‌هاي انساني و به طور كلي بيابان زدايي انسان ساز داشته و حاصل استفاده‌ي بي‌رويه از گياهان توسط جوامع گذشته است. عمده‌ترين‌ و شايد تنها كانون‌هاي‌ طبيعي‌ و ديدني‌ استان يزد، دامنه‌هاي‌ شيركوه‌ اعم‌ از پيش كوه‌، ميان كوه‌ و پشت كوه ‌است‌. دره‌هاي‌ سرسبز و زيباي‌ منشاد، بنادك‌ سادات‌ (بنافت‌)، طرزجان‌، ده‌بالا، باقي‌آباد، فخرآباد و ثاني‌آباد در ميان كوه‌ و دره‌هاي‌ سانيچ‌، بردستان‌، بنادك‌ ديزره‌، سخويد، شواز، بيداخويد، نصرآباد، مزرعه‌ آخوند، علي‌آباد، شاه‌آباد، شريف‌آباد، صادق‌آباد در پشتكوه‌ به‌ دليل‌ برخورداري‌ از آب‌ و هواي‌ خنك‌ در تابستان‌هاي‌ گرم‌، ييلاق‌سنتي‌ مردم‌ بومي‌ محسوب‌ مي‌شوند و هر ساله‌ در فصل‌ تابستان‌ هزاران‌ خانواده‌ يزدي، ايراني و جهانگردان‌ را پذيرايي‌ مي‌كنند.


[ویرایش] يزد در گذر تاريخ

يزد ،اين دردانه کوير که تلالوشگرفش ازپس غبار قرنها همچنان ديده نواز است، يکی از مراکز مهم فرهنگ و تمدن بشمار می رود و در بين سرزمينهايی که انسانهای يکجا نشين در پهنه آن عمری چندين هزار ساله را داشته اند، جايگاه خاصی دارد.

اينکه در افسانه های تاريخی بنای اولیة مناطقی از يزد مثلا ميبد را به سليمان نبی، و يزد را به ضحاک و اسکندر و ابرکوه را به ابراهيم پيامبرنسبت داده اند، خود از نشانه های ديرينگی تاريخ و فرهنگ اين سرزمين کهن است.

هرچند که دربيان تاريخ نمی شود به اين روايتهای افسانه وار تکيه کرد: اما مجموعه اسناد پراکنده موجود در يزد نيز به سهم خود ميراث شايان توجهی از فرهنگ و تمدن کهن و ريشه دار را در اين سرزمين معرفی می کند برای مثال دست افزارهای سنگی يافت شده در تره های شير کوه سنگ نگاره های کوه ارنان و سفالی نه های منقوش کشف شده در نارين قلعه ميبد و نيز غارهای متعدد استان و مساکن باستانی و آثار معماری و شهر سازی باستانی و يادگارهای آئين های کهن ايرانی نظير آئين مهر پرستی و نيآيش آناهيتا، که در گوشه و کنار اين استان پراکنده است.

سکنی گزينی در اين ديار همزمان با آغازعصر کشاورزی در نقاطی همجون مهر پادين (مهريز) فهرشان، پهره (فهرج) ، خورميش (خورميز)، ارد (اردکان)، شواز، قلاع موبدان (ميبد) خراسان قرار داشتند و جزء- کرمان و پارس- عقدا پا گرفته است که در تقاطع راههای باستانی ری سرزمينهای دور دست ماد شمدره می شدند. يزد در آن روزگار، به نوعی نقش مرزبانی ايالتها و نگهبانی راههای متعددی را که به سوی ايران می رفته ، ايفا کرده است. يزد در دوره هخامنشی به ايساتيس مشهور بوده و مرحوم عبدالحسين آيتی محل آنرا در دامنه بلندی های مهريز ذکر کرده است، که هرفته و سريزد کنونی بازمانده آن است. در جغرافيای بطلميوس ايساتيس در دوره هخامنشی از جايگاه استراتژيک و ارتباطی ويژه ای برخوردار بوده و دارای اهميت نظامی، راهداری و بازرگانی بوده است و تا زمان حمله اسکندر مقدونی نيز وجود داشته است.

روايتی است که اسکندر نام ايساتيس را به کثه تغيير داد و بعدها شهر جديد بر ويرانه های آن بنا شد می گويند هنگامی که شماری از بزرگان ايران در ری عليه اسکندر برخاستند، وی آنها را دستگير کرد و همراه خود به فارس برد.چون به ويرانه های ايساتيس رسی، زندانيان را در چاهی زندانی کرد و آن محل را کثه ناميد که در زبان يونانی به معنی زندان يا شهر کوچک است.

اما اسکندر هنگامی که از ری به پارت می رفت، ايالتهای پارس و ماد را گشوده بود. بنابر اين خاک يزد را که از جرگه پارس و ماد بيرون نبود، از لحاظ سياسی بايستی در رديف سرزمينهای گشوده شده اسکندر مقدونی دانست.

يزد در دوران ساسانی رو به توسعه و آبادانی نهاد و از جايگاه اجتماعی و اقتصادی ويژه ای برخوردار گرديد. تاريخ نويسان قديم يزد به اتفاق مطالبی درباره حضور و دخالت شاهان ساسانی بويژه قباد و انوشيروان و يزد گرد اول در منطقه يزد نوشته اند عمران و آبادی آن را به آنان نسبت داده اند.